چند پارتی از سونگمین: (وقتی که روش کراش داری و......) p4

چند پارتی از سونگمین: (وقتی که روش کراش داری و......) p4


رفتید پایین که سونگمین ماشینو آورد بیرون و با دیدن ماشینش پشمات ریخت
ات: داداشت BMW داشته؟؟؟ -تعجب
سوهینا: اره...مگه چیشده
ات: من عاشقشمممممممممم
که متوجه شدی ذوقت باعث شد سونگمین هم از داخل ماشین متوجه‌ش بشه چون پنجره‌ ماشین پایین بود
سونگمین: سوار شید دخترا
با خجالت سوار شدی، هردوتون عقب نشستید و بعد اینکه یکم از خونه دور شدید سوهینا شروع کرد به صحبت کردن
سوهینا: داداشی یچیزی هست باید بگم
سونگمین: اوهوم
سوهینا: ما باز همیشگی نمیریم
سونگمین: پس کدوم بار؟
سوهینا: عمممم....به مامان و بابا نگو لطفا....از همون بار های گرون و بزرگی که تو بیشتر اوقات میری
سونگمین: تو آینه به چشمای سوهینا نگاه کرد و جدی گفت- نه، برای شما مناسب نیست
سوهینا: ععهههه سونگمین اذیت نکننننننن
سونگمین: تو به زور از بار های معلومی میای بیرون بعد تو همچین بارها میخوای چیکار کنی؟ -جدی
سوهینا: آخه چه فرقی میخواد بکنه!؟؟
سونگمین: من رفتم می‌دونم فرقشو -جدی
سوهینا: فقط همین یباررررررررررررررررر
سونگمین میخواست حرفی بزنه که توهم صدات دراومد
ات: لطفا....ما که اهل زیاد مست شدن نیستیم، حواسمون هم هست از طرفی شما بعدش میخواید مارو برگردونید و مکان بار هم میدونید برای همین اگر زیاد دیر کردیم خودتون بیاید سراغمون -اروم
سوهینا: اره دقیقا....
سونگمین: نفس عمیق- باشه -جدی
سوهینا: هوراااااااااااا -ذوق
ات: لبخند-
تو داشتی ریز ریز بهش نگاه میکردی و لبخند میزدی که از تو آینه دیدت
بعد چند دقیقه به همون بار رسیدید و سونگمین هم بعد سفارش کردن و خدافظی رفت
سوهینا: وای خیلی ذوق دارم
ات: اوهوم اوهوممممم بریم تو -لبخند
(ساعتای ۱۰:۳۸ نصف شب)
بیستمین پیک رو سر دادی و به فضایی که روبه روت قرار داشت نگاه میکردی سوهینا و تو غرق مستی بودید و هیچکدومتون درمی از وضعیت نداشتید که داره چه اتفاقی میوفته سونگمین درگیر دوستاش بود و حواسش به شما نبود چون به حرفت اعتماد کرده بود که کم مست می‌کنید و بهش زنگی میزنید ولی متاسفانه همچین اتفاقی نیفتاد بین شما دوتا دختر که باهاشون آشنا شده بودید بودن با پنج تا پسر که دوتاشون دوست پسرای اون دوتا دخترا بودن و یدونش کاملا نزدیکت بود و همش به قسمت های لخت بدنت دست میزد از طرفی هم حالا گوشیه سوهینا برای بار ۲۴ داشت زنگ و پیامک میخورد ولی سوهینا متوجه نمیشد، اون وضعش از تو بهتر بود و فقط می‌خندید یا لاس میزد اما توُ، تو بحث خطرناک تری بودی، پسره برای بار چندم سطحی لبتو بوسید که آروم خندیدی و همه براتون "Ooooo" گفتن و تشویقتون کردن و اون یکی از دستاش دور کمرت بود و توهم هردو دستاتو دور سرش حلقه کرده بودی
&: ملکه ی من میشی؟
ات: اوممممم فکر نکنم، من فعلا کسی رو در نظر گرفتم که باید مخشو بزنم
&: خنده- شاید اون منم....
میخواستی دوباره حرفی بزنی که کسی تمام پسرا رو محکم به جایی کشید و همه ترسیدن و با کسی مواجه شدن که داشت پسره رو تا حد مرگ میزد و سریع پسره با التماس ازش دور شد و بقیه هم رفتن سوهینا حالش بد شد و رفت سرویس تا بالا بیاره که سونگمین دستتو گرفت تا بلندت کنه که ببرتت بیرون که تو از صندلی بلند شدی و دستشو ول کردی و رفتی بین جمعیت
ات: هیییی....بیا برقصیم
سونگمین: وای خدای من -عصبی
سعی کرد از اون جمعیت بیرون بیارتت ولی گرفتیش و مجبورش کردی برقصه
ات: هی برقص -خنده
سونگمین: باید برگردیم ات
ات: نه نه، من نمیخوام برگردم -مست
سونگمین میخواست حرفی بزنه که....یهو گریه‌ت گرفت
ات: می‌خوام سرمو گرم کنم -گریه- فکر کنم من دختر مورد علاقه کسی نیستم -گریه
برخرفات توجه خاصی نکرد و گفت
سونگمین: گریه نکن باید بریم
ات: همون دوستم که رفت دستشویی.....داداشش خیلی خوشتیپه -گریه
سونگمین: خدایاااا
ات: من از اول روش کراش زده بودم ولی....اصلا اهمیت نمیده، شاید من خیلی رو مخم -گریه
سونگمین کمی تعجب کرد ولی ربطش داد بخاطر مستیت، اما همون میدونیم تو مستی خیلی از ناگفته ها گفته میشه و صحبتی که چند شب پیش درموردسونکنین به سوهینا گفتی رو سونگمین پشت در برای اینکه برای شام صداتون کنه شنیده بود و....اون شب هم که بعد از خوردن آب کنار پنجره بودی سونگمین اومده بود تا باهات صحبت کنه اما نشد و الان هرچیزی که میخواست خودش بگه رو داشت از دهن ات می‌شنید
ات: به نظر تو چی -بغض- من زشتم؟یا رو مخم؟ -یکم گریه و بغض
سونگمین بلافاصله بوسیدت
کمی بعد جدا شد-
دیدگاه ها (۱۰)

چند پارتی از سونگمین: (وقتی که روش کراش داری و......) p5 (اخ...

دوستان برای الانه و فیلترشکن خودمهمن ابجیم تو فرودگاهه و میگ...

چند پارتی از سونگمین: (وقتی که روش کراش داری و......) p3درحا...

چند پارتی از سونگمین: (وقتی که روش کراش داری و......) p2ات: ...

چند پارتی از سونگمین: (وقتی که روش کراش داری و......)تو و سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط