حلقه مار

حلقه مار
P:14
غروب، اتاق تاریک دراکو داخل عمارت مالفوی
همه‌چیز ساکته. جز صدای آهسته ورق‌خوردن نامه‌ها و صدای نفس دراکو.

روی میز قدیمی کنار پنجره، چند نامه‌ پخش شده. دست دراکو روی یکی از آن‌ها مکث می‌کنه؛ کاغذی آشنا، با عطر گلی کمرنگی که از همیشه در ذهنش مونده بود.

او بی‌اختیار می‌نشینه. نگاهش روی کلمات آشنای دست‌خط لیا می‌مونه.
نامه لیا:
«نمی‌دونم چرا این حرفارو دارم می‌نویسم. شاید چون هیچ‌وقت جرئتشو نداشتم جلوی خودت بگم. شاید چون دیگه از خودم خسته شدم، از پنهون‌کردن چیزی که شب‌ها از خواب بیدارم می‌کنه... دراکو، من... من از خیلی وقت پیش عاشقت شدم.
از اون وقتی که برای اولین بار نگاهم افتاد رویت وسط اون سالن شلوغ و حتی تو یک کلمه هم حرف نزدی، فقط نگاه کردی. من اون سکوتت رو فهمیدم. بیشتر از هر حرفی که بقیه می‌زدن...
تام هیچ‌وقت برام تو نبوده. و شاید حالا که همه‌چیز گذشته، فقط می‌خواستم بدونی. نمی‌خوام با یه "کاش" تو دلم زندگی کنم.»

دراکوی مبهوت مونده. انگار نفسش بریده.

چشم‌هاش می‌سوزه. نامه رو با هر دو دست گرفته. چند ثانیه خیره می‌مونه و بعد زیر لب زمزمه می‌کنه:

— «لیا... چرا هیچ‌وقت نگفتی...؟»

صداش خش‌دار و گرفته‌ست. بلند می‌شه، قدمی به سمت پنجره می‌ره.
یاد نامه‌ای می‌افته که خودش برای لیا فرستاده بود. اون لحظه‌ای که همه‌چیز رو نوشته بود، با ترس، با امید، با بغض.

حالا می‌فهمه که تنها نبوده. هیچ‌وقت تنها نبوده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اهم یک نکته بهم که بعد از این نامه لیا و دراکو خیلی محرمانه داخل رابطه میرن😀👍🏻
لایک:۸ تا
دیدگاه ها (۹)

حلقه مار P:15 خانه‌ی قدیمی و پنهان لیا — شبلیا روی صندلی کن...

حلقه مار P:16نیمه‌شب. خانه‌ی تام ریدل.باد خنکی از پنجره‌ی نی...

حلقه مار P:13سه ماه گذشته بود.سه ماه از آن شب پراضطراب، آن ا...

از شدت دارک بودنش زبانم قاصر است....

پارت (۱) TRAVEL to HOGWARTS🫧🕯️

پارت ۵+*استخوان هایم هنوز به خاطر دیروز درد می کنند اما به غ...

دراکو و ورد ممنوعه p1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط