مادربزرگم همیشه میگفت

مادربزرگم همیشه می‌گفت:
قلبت که بی‌نظم زد، بدون که عاشقی …
اشکت که بی‌اختیار سرازیر شد، بدون که دلتنگی …
شبت که بی‌خواب گذشت، بدون که نگرانی …
روزت که بی‌شوق آغاز شد، بدون که نا امیدی …
سینه‌ات که بی‌جا آه کشید، بدون که پُرحسرتی …
دلت که بی‌دلیل گرفت، بدون که تنهائی …
امروز تو نیستی مادربزرگ، امّا …،
اما من به همهٔ اون حرفات رسیدم!
ای کاش قبل از رفتنت، چارهٔ این وقتایی که برام پیش‌بینی کردی رو هم می‌گفتی …!
دیدگاه ها (۰)

کوچه‌ خاطرات من پر از عطر اقاقی‌هاستپر است از زمزمه دعا‌های ...

جمعه‌ها را بایدقاب گرفت!درست مثل همان عکس‌های قدیمی وخاک گرف...

راستش اینه که آدم هیچ‌وقت نمی‌دونه چی می‌خوادآدم فکر می‌کنه ...

وقتی می‌مانی و می‌بخشی، فکر می‌کنند رفتن را بلد نیستیباید به...

•••مادربزرگم همیشه میگه:قلبت که بی‌نظم زد، بدون که عاشقی …!ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط