در نیمه‌شبِ خستۀ تهران

در نیمه‌شبِ خستۀ تهران
بغلم کن
در بارش بی‌وقفۀ باران
بغلم کن

در ساعت تنهایی یک کوچۀ بن‌بست
در اوج ترافیک خیابان
بغلم کن

من هرگز از احساس دلم دست نکشیدم
حالا که شدم واله وحیران
بغلم کن

نگذار که سرما به تنم اُخت بگیرد
هر‌بار تو با چشم درخشان
بغلم کن

بی‌دلهره و دغدغه از کوچه گذر کن
یک‌بار دگر با دل و جان
بغلم کن
 

عمرم نفسم..همه کسم..عمرم..
دیدگاه ها (۲)

گرتو باشی کوچه و مهتاب میخواهم چکارتشنه روی تو هستم آب میخوا...

خدایا تو خودت میدونی که نفسم فقط منو،و من فقط نفسی رو تو دنی...

دقیقا..من و نفسی...خخخخسوییچ

امیدزنده بودنم..بخدا اگر تو نبودی من هم نبودمفدای تنهایی هات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط