میگن تاریخ تکرار میشه... راست میگن... یه روزی سلمان فارسی
میگن تاریخ تکرار میشه... راست میگن... یه روزی سلمان فارسی برای پیامبر بهترین مرید و همنشین بود... با اینکه نه قوم و تبار و نژادشون مثل هم بود، نه حتی زبان مشترکی داشتن...یکی میشه سلمان فارسی، یکی میشه ابوجهل، عموی پیامبر (ص)...می بینید چقدر این 2 با هم فرق دارن؟ یکی هم خون ولی دشمن، یکی غریبه ولی آشنا... زمان های بعد هم این دوری در عین نزدیکی ها تکرار شدن...کیان ایرانی همراه و دست راست مختار ثقفی بود و عمر سعد شوهر خواهرش!... علی ابن مهزیار اهوازی میشه وکیل و همراه امام هادی (ع) و جعفر کذاب میشه پسر امام!... پسر شیخ فضل ♥الله♥ نوری میشه کسی که چهار پایه رو از زیر پای شیخ می کشه و زیر بدن در حال جون دادنش هلهله می کنه، بعد مردم عادی میشن ادامه دهنده راه شیخ فضل ♥الله♥ نوری... نوه های امام (ره) میشن پایمال کننده ی راه و نامش و ادواردو آنیلی میشه مرید و شیفته امام (ره)... امروز هم انگار همین طوره... تاریخ تکرار میشه... شوهر خواهر و برادرای آقا میشن استخوان لای زخم آقا... آقای هاشمی میشه موجب دشمن شادی آقا، موسوی (که با آقا نسبت فامیلی هم داره) میشه مایه عذاب و ده ها مورد این چنینی، بعد جهاد مغنیه و شهید بدرالدین و پسرش و سید حسن نصر ♥الله♥ و الحوثی ها و شیخ نمر و شیخ زکزاکی و مسلمونای خیلی از کشورهای دنیا و کللللللی پیر و جوون ایرانی میشن مایه آرامش دل رهبرمون... دنیای عجیبیه! آقا انگشترش رو میده به پسر شهید بدرالدین... همون انگشتری که آرزوی خیلیاست که داشته باشن ش... همون انگشتری که به خیلیا نمیدادنش.... نمی دونم این قصه ی پر غصه ی تکرار تاریخ کی باز م تکرار میشه اما... دعا کنیم این قصه برای ما تکرار نشه...نکنه یه وقت ما بچه شیعه ها نزدیک امام زمانمون (عج) باشیم و از دل و نظر و محبتشون فرسنگها دور...کاش عربی بلد نباشیم، عرب هم نباشیم اما از هر زبان و قوم و لشکری تو دنیا به اماممون نزدیک تر باشیم...کاش:(
- ۳.۷k
- ۰۷ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط