نثار آه سحر میکنم سرشک نیاز

نثار آه سحر می‌کنم سرشک نیاز
که دامن توام ای گل ز دسترس نرود


#هوشنگ ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشقکزین چراغ تو دودی به چشم کس ...

فغانِ بلبل طبعم به گلشن تو خوش استکه کار دلبریِ گل، ز خار و ...

چنان به دام غمت خو گرفت مرغ دلمکه یاد باغ بهشتش درین قفس نرو...

به بوی زلف تو دم می‌زنم درین شب تاروگرنه چون سحرم بی تو یک ن...

ای آن که مرا ز آب و گل ساخته ایدر ورطه ای منت و غم انداخته ا...

ز آه سبنه سوزان ترانه می سازمچو نی ز مایه جان فسانه می سازمن...

آدم باید در کنار کسی پیر شود نه به سبب کسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط