شرابی ده که دل را طاقت آید

شرابی ده که دل را طاقت آید
نشاط خاطر و نوری بیاید
شرابی ده که از وی مست گردند
خلایق مست و بی آرام گردند
دیدگاه ها (۰)

مگر از باده‌ی شوقت خرابم بجز دیدار تو چیزی نیابمشرابی ده که ...

فقط غربت رفته دانددرد دوری و غریبی رونه مرا طاقت غربتنه تو ر...

اخرین کلماتم را بشنو، تمام آن چیزی که باید سالها پیش میشنیدی...

فراموشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط