پستر جدید فیک عشق مافیایی هست

پستر جدید فیک عشق مافیایی هست

پارت 3

ات : خب عومم ..چیزه ...اره ترسیدم حالا که چی
ایششش
تهیونگ : چرا اینجا داری کار میکنی
ات : چون علاقه دارم
تهیونگ : جواب اشتباهه تو دلت میخواست دکتر بشی ولی رتبه کنکورت اجازه این کار رو نداد
ات : ت ..ت..تو از کجا میدونی

تهیونگ از روی صندلی بلند میشه و به سمت ات میره
ات از ترس بدنش میلرزه و وقتی تهیونگ به ات میرسه
انگشتای دستشو دور گردن ات میزاره و یکم فشار میده
لرزش بدن ات رو حس میکنه و نیشخند میزنه و تو گوشش زمزمه میکنه

تهیونگ : ببین خانم کوچولو دوتا را بیشتر نداری
خودت با پای خودت میری به اون رئیست میگی دیگه نمیخوای اینجا کار کنی یا کاری میکنم که از ترس بری به رئیست بگی نمیخوای اینجا کار کنی انتخاب با توعه
ات : چ..چرا نمیخوای اینجا کار نکنم
تهیونگ : چون بعد از اینکه از اینجا بری وقتی که دزدیدمت کسی شک نمیکنه که یه دفعه چرا ناپدید شدی
ات : چرا میخوای منو بدزدی
تهیونگ : چون یه گرگ عاشق شکار کردنه

ات تهیونگ رو هول میده تا از اتاق بره بیرون
اما تهیونگ ذره ای تکون نمیخوره ولی اجازه میده ات فرار کنه ات هم از اتاق میره بیرون و نفس نفس میزنه که پرستار های دیگه میان سمتش و میگن
دیدگاه ها (۳)

پارت ۶۶جیمین جنازه مین سو رو از روی زمین میکشه و از عمارت بی...

شاید فکر کنین این رمانی که مینویسم رمان جدیده و شاید قبلی رو...

پارت ۱ات: سلام اقای مین شوگا: سلام... بیا دفترم ات: حتما ات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط