باز تنهایی و نخی سیگار

باز تنهایی و نخی سیگار
گریه و آه و شانه دیوار
بغض و هذیان و استکانی مست
قهوه و شعر و شاعری بیدار

زندگی پشت زندگی ، حسرت
پنجره پشت پنجره ، دیوار
عاقبت پشت عاقبت ، افسوس
خاطره پشت خاطره ، آزار

می وزم در سکوت ممتد شب
پنجره تکیه داده بر کتفم
بی کسی پرسه می زند در من
زندگی بر سرم شده آوار

دارد این عشق کهنه می پوسد
غم به ریش من و تو می خندد
سگ‌ به روحم که عاشقت شده ام
گور بابای عشق بی کس و کار

در غزل های شهریاری تو
توی سجّاده پر از گل یاس
من تو را در لباس شب دیدم
دیدمت در شکوفه های بهار

آنقدر عاشق تو بودم که
با خدا بر سر تو جنگیدم
آیت الکرسی و دعا خواندم
تا بیایی ... امان از این اذکار

آخرین نخ منم که می سوزم
آخرین شب کمی کنارم باش
گرچه تو سهم دیگران بودی
بعدِ مرگم نکن مرا انکار
دیدگاه ها (۱)

ای باد به گوشش برسان این خبرم رااین حال بد و شعر و فقط چشم ت...

مــــــــرا عـــمری به دنبالـــت کشاندیســــــرانجامم به خــ...

.....عمری‌ست در این میکده با اشک اسیرمبگذار تو را سخت در آغـ...

.....شاعری شوریده دل عمری است سرگردان توستاینهمه ویرانگی زیر...

8:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل بعد تمام شدن فی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط