یادش بخیر عزیز جون،،

یادش بخیر عزیز جون،،
خدا بیامرز حرف های قشنگی میزد..
ولی تمام حرف های قشنگش یک طرف ادبیات منحصر به فردش یکطرف..
مثلابه تاکسی همیشه می گفت تاسکی..
زبونش نمیچرخید وبه سطل آشغال همیشه میگفت سلط آقشال..
یا به کتری قوری میگفت کرتی قوری..
ناگفته نمونه که از ساندویچ ،به قول خودش همبر گرد هم خوشش نمیومد..
هرچی میگفتیم اینجور نیست همون کار خودشو انجام میکرد..
وقتی برای احوالپرسی به اقوام ونزدیکان زنگ میزد ..
میگفت:زنگ زدم حالتو بگیرم شما که حال منو نمیگیری باز به معرفت من..
البته قصدش ازاین زنگ احوالپرسی بودومیخواست بگه زنگ زدم حالتون را بپرسم شما که جویای حال من نیستید..
ولی برعکس اون خدا بیامرز..
بعضی ها زنگ میزنند ویا پیام میدن که حالتون را بپرسن ..
ولی حالتون را میگیرند....
دیدگاه ها (۱)

یادش بخیر عزیز جون،،خدا بیامرز حرف های قشنگی میزد..ولی تمام ...

عشق قاطی پاتی❤🖤 پارت ۲۴(:🖤❤

داستان عاشقانه واقعی (گریه تنهایی)یه روزی که خیلی کلافه بودم...

اون چرا ناراحته؟ اونکه تا چند وقت دیگه عروس میشه!_ هستی اون ...

ارکیده ی سیاه (پارت 13)

جادوی عشق پارت6❤️

وقتی بهت خیانت میکنه

وقتی بهت خیانت میکنه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط