تا انارستان پشت خانه ام فاصله یک نرده ودیواربود

تا انارستان پشت خانه ام فاصله یک نرده ودیواربود
مینشستم در کنار پنجره روبرویم سبزه بودونار بود
محوچشمان چناران میشدم زاغ باقمری چه خوش رفتار بود
آب می پیچید در نمسار باغ آینه در دست هر جوبار بود
بید مجنون زلف داده دست باد با زی هر تار موی یار بود
شاخساران خم شده در زیر بار دلنوازیها ش هم بسیار بود
بلبل قلبم غنوده در سکوت بلبلان را نغمه در منقار بود
ای
در انارستان تو را حس کردم و آرزویم لحظه ای دیدار بود
هست دستم کوته از دامان تو بین ما هم نرده و دیوار بود ؟
دیدگاه ها (۱۵)

دیشب تو را چون گوهر نایاب دیدم چشمان زیباے تو را در خواب دید...

نزن بـــــاران که مــــن یاری ندارمبه این بـــــاران شــب کا...

گاهی دلم برای تو دل تنگ می‌زندیادِ تو بر سه تارِ دلم چنگ می‌...

یادے مرا نڪردے یادم تو را فراموش فانوس راه بودے حالا دوباره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط