چند بیت روضہ..

چند بیت روضہ..

قصه ی کوچه ی باریک سرش معلوم است
حرف کوچه که بیاید خطرش معلوم است
خوب پیداست زمین خورده کسی در کوچه
جای زانو زدن رهگذرش معلوم است
این زمین خورده زنی بوده جوان ،تقریبا
رد پای پسری دور و برش معلوم است
یک نفر مرد ،نه،نامرد از اینجا رفته
این مغیره که برایم هنرش معلوم است
خبرآمد که به یک ضربه زمین افتاده
فاطمه رفتنی است از خبرش معلوم است
جای سیلی دو سه روزی به سرو رو باقی است
گاه حتی دو سه هفته اثرش معلوم است
هرچه هم روی بگیرد ز علی می فهمد
قصه از حال و هوای پسرش معلوم است
عاقبت منتقم خون شما می آید
صبح وعده شده کم کم سحرش معلوم است
دیدگاه ها (۴)

خوشبختی از آن کسی است که در فضای "شکرگذاری" زندگی کند چه دن...

پیر شدن به سن نیستبه این است که ورزش نکنیکتاب نخوانیعاشق نشو...

) خداوندا. میوه ها وآجیل هایم را به تو می سپارم .آن هارا از ...

سفره هفت سین منقشنگه؟

P55در که پشت سر هوسوک بسته شد...صدای بسته شدنش برای چند ثانی...

تکاپو پارت 55«قسمت 1 فصل سه»: شکاف میان دو جهان، یا شاید شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط