یلدا

یلدا هر سال خونه بابابزرگه
هرسال بابابزرگ رو صندلیع چوبی ای که خودشون درست کردن میشستن، به عصاشون تکیه میدادند
ننه هم قابلمه ی چقندر. لبو. کدو. زردک و شلغم رو میزاشتن روی بخاری تا سرد نشه و صدای قل قلش خونت رو برمیداشت
ننه یواشکی تو دستای هممون اجیل و شکلات میزاشتن، بدون اینکه خودمون بفهمیم
بابابزرگ یهویی قلقلکمون میدادند
یا با عصاشون پشت گردنمون رو میگرفتن و میکشیدن سمت خودشون
الان دو ساله که اون خونه صفای همیشگیش رو نداره و ننه بابابزرگ اسباب کشی کردند به قبرستونه شهر
ولی هنوزم در خونه شون بازه
هر پنجشنبه کل فامیل تا نیمه شب اونجا جمع میشیم و چراغونی داریم
امسالم امشب، شب یلدا، همه دور هم جمع بودیم و چراغونی داشتیم
ولی کسی قلقلم نداد
کسی دستامو پره اجیل و شکلات نکرد
زن عمو چقندر و شلغم هارو روی بخاری گذاشتن
باباجون به جای بابابزرگ، بزرگه فامیل بودند
______________________________________
یلداتون مبارک💚❤💚❤💚❤💚❤💚❤
🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉
دیدگاه ها (۸)

سلام دوستان میخام یه خاطره از دوران بچگیم اون هم با زبون خو...

زمونه رنگارنگه شب و روزش یکی نیست...

خب خب کیا دختر خودشون بودنحیحی🎀🎀🎀#روشا #بی_تی_اس #بلک_پینک #...

عرررررر😫😫😫😫😫دبیر ادبیاتم ۲ نمره از متحانم کم کرده بود چون خو...

جلده ۱ : روزی روزگاری دلی شکسته جلده دوم : افسانه فرجام

امشو تیلم کور وابی با صدای سجاد الهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط