درخواستی
#درخواستی
#دوپارتی
وقتی مسته و جلوی بچتون بوست میکنه.....
Part 1
ساعت ۱۱ شب بود و هیون هنوز خونه نیومده بود و این تورو نگران میکرد اما بخاطر پسر کوچولوی ۶ ساله ات)نگرانیتو مخفی میکردی چند باری به هیون زنگ زدی اما گوشیش مشغول بود وقتی دیدی جواب نمیده زنگ زدی به چان
(گفتگوی چان و ا/ت)
+الو سلام اوپا
چان: سلام ا/ت چیزی شده؟
+آره میخواستم بپرسم هیون پیش توعه؟
چان: آره درو باز کن
+چی؟
چان: میگم درو باز کن هیون مسته
+آها باشه باشه اومدم
وقتی در خونه رو باز کردی اولین چیزی که به مشامت رسید بوی الکل بود
+هیون مگه بهت نگفتم دیگه نباید مست کنی(اخم)
چان: آمممم ا/ت میگم میشه اول بگیری ببریش داخل من باید برم بعد هرکاری خواستی باهاش بکن
+ببخشید حواسم نبود ممنون که تا اینجا اوردیش
چان: خواهش میکنم پس فعلا
+اوهوم
بازوی هیون رو گرفتی و اوردیش داخل و روی مبل نشوندیش
جی هون: باباییییییی (خوشحالی زیاد)
_اوه پسر بابا(مست)
جی هون: بابا تو مستی؟
+ببین پسرم بابات مست نیست فقط یکم حالش بده
_(رو به ا/ت) عشقم بچمون بزرگ شده حداقل یجور دیگه بپیچونش
نیشگون محکمی از بازوش گرفتی و آروم لب زدی:
+خفه شو
_ا/ت میدونی توی بار چی دیدم؟
+چی؟
_دوتا دختر و پسر رو دیدم که داشتن همو میبوسیدن بعد یهو یاد اولین بوسه ی خودمون افتادم اصن آخرین باری که من بوسیدمت کی بود؟(با حالت مستی)
+نمیدونم حالا پاشو برو یه دوش بگیر بیا
خواستی بلند شی بری که دستت توسط دست هیون گرفته شد اون تورو کشید و از دوباره برگشتی به همون پوزیشن قبلت
+چیک......
تورو هل داد و روت خیمه زد و شروع کرد به تند تند بوسیدن اجزای صورتت
_کیوت کی بودی تو (تاثیرات مستی)
+هیون چیکار میکنی جلو بچه؟ بلند شو از روم
جی هون: اوه پس اینطوریه
+پ...پسرم چی.......میگی؟
بخاطر اینکه هیون تورو هی همش میبوسید نمیتونستی راحت صحبت کنی....
جی هون: بوسه رو میگم
+منظورت چیه؟
جی هون: دیروز که رفتیم خونه ی عمو لینو هرکار میکردم نمیتونستم دخترش مین سو رو درست ببوسم ولی به لطف پدر نازنینم یاد گرفتم
+چیییییی(عصبی)
هیون رو هل دادی و بلند شدی
+یااا هوانگ جی هون تو الان چی گفتی؟
جی هون: مامان غلط کردم
+بیا اینجا ببینم.....
جون هون: مامان قشنگم ببخشید اشتباه کردم
رفتی از گوشش گرفتی و بردیش سمت دیوار و بعد رفتی و گوش هیونجینی که لم داده بود روی مبل و به سقف خیره شده بود رو گرفتی و اوردی کنار پسرش
ادامه دارد......
#دوپارتی
وقتی مسته و جلوی بچتون بوست میکنه.....
Part 1
ساعت ۱۱ شب بود و هیون هنوز خونه نیومده بود و این تورو نگران میکرد اما بخاطر پسر کوچولوی ۶ ساله ات)نگرانیتو مخفی میکردی چند باری به هیون زنگ زدی اما گوشیش مشغول بود وقتی دیدی جواب نمیده زنگ زدی به چان
(گفتگوی چان و ا/ت)
+الو سلام اوپا
چان: سلام ا/ت چیزی شده؟
+آره میخواستم بپرسم هیون پیش توعه؟
چان: آره درو باز کن
+چی؟
چان: میگم درو باز کن هیون مسته
+آها باشه باشه اومدم
وقتی در خونه رو باز کردی اولین چیزی که به مشامت رسید بوی الکل بود
+هیون مگه بهت نگفتم دیگه نباید مست کنی(اخم)
چان: آمممم ا/ت میگم میشه اول بگیری ببریش داخل من باید برم بعد هرکاری خواستی باهاش بکن
+ببخشید حواسم نبود ممنون که تا اینجا اوردیش
چان: خواهش میکنم پس فعلا
+اوهوم
بازوی هیون رو گرفتی و اوردیش داخل و روی مبل نشوندیش
جی هون: باباییییییی (خوشحالی زیاد)
_اوه پسر بابا(مست)
جی هون: بابا تو مستی؟
+ببین پسرم بابات مست نیست فقط یکم حالش بده
_(رو به ا/ت) عشقم بچمون بزرگ شده حداقل یجور دیگه بپیچونش
نیشگون محکمی از بازوش گرفتی و آروم لب زدی:
+خفه شو
_ا/ت میدونی توی بار چی دیدم؟
+چی؟
_دوتا دختر و پسر رو دیدم که داشتن همو میبوسیدن بعد یهو یاد اولین بوسه ی خودمون افتادم اصن آخرین باری که من بوسیدمت کی بود؟(با حالت مستی)
+نمیدونم حالا پاشو برو یه دوش بگیر بیا
خواستی بلند شی بری که دستت توسط دست هیون گرفته شد اون تورو کشید و از دوباره برگشتی به همون پوزیشن قبلت
+چیک......
تورو هل داد و روت خیمه زد و شروع کرد به تند تند بوسیدن اجزای صورتت
_کیوت کی بودی تو (تاثیرات مستی)
+هیون چیکار میکنی جلو بچه؟ بلند شو از روم
جی هون: اوه پس اینطوریه
+پ...پسرم چی.......میگی؟
بخاطر اینکه هیون تورو هی همش میبوسید نمیتونستی راحت صحبت کنی....
جی هون: بوسه رو میگم
+منظورت چیه؟
جی هون: دیروز که رفتیم خونه ی عمو لینو هرکار میکردم نمیتونستم دخترش مین سو رو درست ببوسم ولی به لطف پدر نازنینم یاد گرفتم
+چیییییی(عصبی)
هیون رو هل دادی و بلند شدی
+یااا هوانگ جی هون تو الان چی گفتی؟
جی هون: مامان غلط کردم
+بیا اینجا ببینم.....
جون هون: مامان قشنگم ببخشید اشتباه کردم
رفتی از گوشش گرفتی و بردیش سمت دیوار و بعد رفتی و گوش هیونجینی که لم داده بود روی مبل و به سقف خیره شده بود رو گرفتی و اوردی کنار پسرش
ادامه دارد......
- ۱۱.۷k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط