شاعر از انحنا و شراره لب هایش

"شاعر از انحنا و شرارهِ لب هایش
می سرود و من از غمِ شیار مژه اش‌."
"شاعر ،هر بیت را از برای چشمکِ پول و شهرت نوشت .تو چرا گول شعر و سیگارش خوردی؟ تو عروسِ پول شدی و من داماد ِخانه انزوای نبودت‌‌.
برای" تو "
دیدگاه ها (۲)

به من اعتماد کن ، قول میدهم مجنون ترین بیدی شومکه تا به حال...

ترادف عجیبی ست، میان "شوریِ اشک" و"شور بختی"! انگار دهخدا خو...

"باران نم نم می بارید و تو نم نم مرا ترک کردی! نمی دانم بارا...

گر چه بیناست ولیکن کاش نابینا شود چشم بینایی که بیند حزن تن ...

برای جشن ترشی خبرم کرد جیمین خبیثانه گفت : منو خبر نمیکنه می...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۸۴میون‌شی لبخند زد و با احترام گفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط