خیلی دعا کردم نشد

خیلی دعا کردم نشد
مشک رو بغل کردم نشد

داداش حسین شرمندتم
رفتم که برگردم نشد

چشمام نمیبینه داداش
بدجوری دستام خاکیه

هرکار میشد کردم اما نشد
شرمنده مشکم خالیه

از ناقه افتادم زمین
دستام برام کاری نکرد

تا خیمه ها راهی نبود
مشک آبرو داری نکرد

دندون گرفتم عشقتو
سینه سپر کردم نشد

خواستم علم داری کنم
رفتم که برگردم نشد
دیدگاه ها (۳)

باران حالا چرا؟؟؟!!! داری از قصد میزنی یک ریز با سر انگشت خو...

گفتند دستانش را قطع کنیدتا سنّت دست بوسی اینها برچیده شود . ...

ساغرم... مهربانم... برای تو می نویسم... برای تویی که تمام...

چه احساس قشنگیه .. وقتی وجود عزیزی رو کنارت حس کنی دستاشو ت...

Novel panleo ♡ #part⁶² ♡『 leoreza 』آدمای زیادی رو از طبقه ی ...

KIM V

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

خیلی دعا کردم نشدمشکو بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتمرفتم ک ب...

السلام علیک یاقمربنی هاشم(ع)خیلی دعا کردم نشدمشکو بغل کردم ن...

خیلی دعا کردم نشد....مشکو بغل کردم نشد....داداش حسین شرمندتم...

خیلی دعا کردم نشد....مشکو بغل کردم نشد....داداش حسین شرمندتم...

خیلی دعا کردم نشد....مشکو بغل کردم نشد....داداش حسین شرمندتم...

خیلی دعا کردم نشدمشکو بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتمرفتم که...

خیلی دعا کردم نشدمشک و بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتم ، رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط