عشقشمشیربازوخبرنگار
#عشق_شمشیرباز_و_خبرنگار
part 5
وارد اتاق رومی شدند
رومی وسایلش را جمع کرد
+جینو بریم
جینو وسایل رومی را برداشت
وسایل را داخل ماشین گذاشت
رومی سوار ماشین شد که مادر رومی در حال داد زدن بود
جینو بی اهمیت سوار ماشین شد و حرکت کرد
به خانه جینو رسیدند
_رومی تو برو خونه اینم کلید من باید برم سرکار
+باشه
_دوستت دارم
+منم دوستت دارم
رومی از ماشین پیاده شد و وارد خانه شد
جینو حرکت کرد و به سمت محل کارش حرکت کرد
رومی در خانه وسایلش را در اتاق جینو گذاشت
روی کاناپه نشست و تلویزیون را روشن کرد
5 ساعتی گذشته بود
ساعت 9 شب بود
رومی در آشپزخانه در حال آشپزی بود
بعد از چند دقیقه غذاها آماده شدند
میز را چید و متتظر جینو ماند
نیم ساعتی گذشت
در خانه باز شد و جینو وارد خانه شد
_رومی
رومی بلند شد و سریع به سمت جینو رفت
+جینو
رومی کوتاه جینو را در آغوش گرفت
+کتت رو بده بیا سر سفره
جینو کتش رو در آورد و آویز کرد
_بریم غذا بخوریم
+بریم
_من برم دست و صورتم و بشورم میام
+باشه
جینو دست و صورتش را شست و بعد کنار رومی نشست
هردو غذایشان را خوردند
ادامه دارد......
part 5
وارد اتاق رومی شدند
رومی وسایلش را جمع کرد
+جینو بریم
جینو وسایل رومی را برداشت
وسایل را داخل ماشین گذاشت
رومی سوار ماشین شد که مادر رومی در حال داد زدن بود
جینو بی اهمیت سوار ماشین شد و حرکت کرد
به خانه جینو رسیدند
_رومی تو برو خونه اینم کلید من باید برم سرکار
+باشه
_دوستت دارم
+منم دوستت دارم
رومی از ماشین پیاده شد و وارد خانه شد
جینو حرکت کرد و به سمت محل کارش حرکت کرد
رومی در خانه وسایلش را در اتاق جینو گذاشت
روی کاناپه نشست و تلویزیون را روشن کرد
5 ساعتی گذشته بود
ساعت 9 شب بود
رومی در آشپزخانه در حال آشپزی بود
بعد از چند دقیقه غذاها آماده شدند
میز را چید و متتظر جینو ماند
نیم ساعتی گذشت
در خانه باز شد و جینو وارد خانه شد
_رومی
رومی بلند شد و سریع به سمت جینو رفت
+جینو
رومی کوتاه جینو را در آغوش گرفت
+کتت رو بده بیا سر سفره
جینو کتش رو در آورد و آویز کرد
_بریم غذا بخوریم
+بریم
_من برم دست و صورتم و بشورم میام
+باشه
جینو دست و صورتش را شست و بعد کنار رومی نشست
هردو غذایشان را خوردند
ادامه دارد......
- ۱.۵k
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط