بلای عشق تو بر من چنان اثر کردست

بلای عشق تو بر من چنان اثر کردست
که پند عالم و عابد نمی‌کند اثرم

به جان دوست که چون دوست در برم باشد
هزار دشمن اگر بر سرند غم نخورم

سعدی
دیدگاه ها (۱۶)

تو سیر شدی من نشدم زین مستی من نیست شدم تو آنچه هستی هستیتا ...

.زمستان های بی برفبی رحم ترندمثل زنانِ بی عشقمثل من که نامت ...

. یه حرفایی هستکه به هیشکی نمیتونی بگی.از اون حرفایی که میاد...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

یا صاحب الزمان ادرکنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط