چمدانی می خواهم

چمدانی می خواهم
پر از مضامینِ تازه ی سفر

تا بی نهایتِ عشق

چتری برای زیرِ باران بودن
اتاقی به اندازه ی دوست داشتن
و چراغی به روشنی یک نگاه
که گرمم کند ...

دست هایم تا ضریحِ تو
کشیده می شوند

اما به تو نمی رسند

مرا به خود بخوان
که من از هیچ پایانی نمی ترسم

مگر از پایانِ عشق ...
دیدگاه ها (۵)

رفتن بهانه است ،تا بدانم چقدر برای داشتنم دلت را به دریا می ...

نه! نگفتم دوستت دارم ولی جانم توییخالق هر لحظه از این عشق پن...

دلتنگی و ندیدن تو خودش غمِ عالم است اینکـه هر روز بیشتر دوس...

مراببوس!از پیشانی ام شروع کن،مثل پدرم!سپس چشمانم راببوس،مثل ...

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

پارت دهم:نوری در چشمان او(Rose)دستی به لباس سفید رنگ و بلندش...

𝕊𝕔𝕖𝕟𝕒𝕣𝕚𝕠 𝕊𝕜𝕪این هیچ ربطی به سناریو قبلی کاکوچو ندارد!!!‌‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط