غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو
نمی آیدبه همراهم،به شهر چشمهای تو

نمی آید نمیخواهد،دگر او در طپش هایش
طنین عاشقی هایم، به آهنگ صدای تو

گمانم این دل عاشق،کمی عاشقتر ازپیش است
کمی عاشق تراز روزی، که بوده او برای تو

گمانم روی خاک او،قدم برداشته یک تن
کسی با جای پاهایی، شبیه ردپای تو

گمانم لمس کرده او،نفسهای دلی زیبا
دلی زیباتر از قلبت،نشسته او به جای تو

گمانم دردهای او،شده درمان که مشتاق است
عطش دارد دوباره او، بگردد
دیدگاه ها (۳)

جار زنم ، جار زنمبار دگر جار زنمبر همه کس، در همه جاحتی به ی...

هر وقت دلم میگرفت درد و دلاموبہ یڪی میگفتمحالا دلماز هموڹ یہ...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهر چه کردم - هر چه - آه ...

↯↯دلم یک عشق می خواهد درون پیله ای تنها برای زندگی با من شود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط