Part 13

Part 13

<ویو نامجون>
منو بقیه رفتیم بالا صدا از اتاق کوک بود جیهوپ زودتراز همه اومد چون اتاقش کنار کوک بود درو باز کرده بود اتاقشون که دیدم نزدیک بود گریم بگیره از بس وحشت ناک شده بود
نامجون:کوکک اینجا چه خبره؟ (داد)
روی اتاقش عکسش با نونا بود که افتاده بود زمین رفته بود تو پاش... پاش خون‌ریزی داشت سیگار دور و بر اتاق ریخته بود دلم براش سوخت شیشه های شکسته و سالم سوجو کنار اتاق بود بمیرم واسه دلش چی به سرش اومده؟ یه استخون شده بود هیچی نمی‌خورد... اینا همش واسه نوناست اما... پس خون خانواده رو چطوری کنار گذاشت پدر نونا یه عوضی بود چرا عاشقش شد و خودشو تو هچل انداخت
نامجون:کوک بیا بیرون پات داره خون‌ریزی میکنه(داد)
جیهوپ همینجوری دهنش باز بود و هیچی نمی‌گفت اونم حالش بهتر از کوک نبود
کوک‌:من... من الدنگ باعث رفتنش شدم باعث شدم کنارم بزاره... اگه.. اگه.....
(تو خماری بمونیدااا😁)

#اد_لاکی
دیدگاه ها (۱)

وقتی رفیقات از پیامت عکس میگیرن🤌🏻🥴😐

واییی سسررر ایننن نمیدونیننن چجوورری عرررر زدمممم😭😭😭😭#LOCKY

Part 12<ویو نونا>اوما و میا خیلی باهام مهربون بودن اونا مثل ...

Part 11<ویو نونا> اصلا میرم تو اتاق جیهوپ میخوابم کوک: تو غل...

Part 6<ویو نونا> دستاش دور کمرم حلقه بود یعنی چی بیبی من بیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط