ڪاشڪی او ماڸ مڹ بود

ڪاشڪی او ماڸ مڹ بود
و منم ماڸ دلش

ڪاشڪی دریای عشقم
میشد و مڹ ساحلش

ڪاشڪی هرگز جدایی
سرنوشت ما نبود

ڪاشڪی ایڹ عشقمون
حسرت نمی شد حاصلش

‎‍‌‌‌‎‏‎‌‌‌‌‌‎‏‎‌‌‌‌‌‌‌‎‏‎
دیدگاه ها (۱۶)

عشق جامه می‌دراند عقل بخیه می‌زندهر دو را زهره بد...

آدمهای خوب را بایدبارها و بارها مرور کرد

کاش آدما اینجوری بودن میشد زیپ دهن بعضیارو بست😒

آنهایی که از پل صراط میگذرندقبلااز خیلی چیزها گذشته اند...!ب...

برده عمارت جئون

فصل ۲ پارت ۲

پارت سی و یکمدر آغوش زندان ویو کوکیخورده از ته ناراحت شدمواق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط