پارت هشت

پارت هشت

علیا حضرت + بله چی شده ؟ . سرورم جسد نامزد خواهرتون در یک جنگل پیدا شده + چی همین حالا کالسکه رو آماده کنید میرم اونجا ( داخل جنگل در حال رفتن) هی اون ملکس حمله کنید . + سربازامو کشتن خب حالا باید باید فرار کنم بزرگترین راز یک ملکه اینه همیشه زیر کالسکش باید درب داشته باشه . + حالا باید جواهراتم رو در بیارم . باورم نمیشه خیلی گشنمه سلام آقا آقا اینجایین الو . چه مرگته + ی سوپ و کمی مشروب میخواستم . اول سکه هاتو بده بینم چقدره + من پولی همراه ندارم . خب نمیتونی چیزی بخوری مگه اینکه + مگه اینکه چی . در برابر غذا اینجا کار کن اما دست مزد با مردا اینجا بودن بیشتره + ترجیع میدم کار کنم ‌ . باشه پس این سینی رو ببر . کمی بعد . شیش تا دیگه بیار + اما شما سه نفرید و تا الان ۱۵ تا خوردین . گفتم بیار . ببخشید خانم + بله . ۱۶ لیوان برام بیارید + چشم . بفرمایید . بیا خواهرم بشین پیشم بخور + چی ‌ . بشین خواهرم بشین . کمی بعد . + (دیانا مسته)آره دیگه اینجوری شد 😪 وقتی خواهرم اون عروسکو پاره کرد دلم درد گرفت 😭 تو
چی وقتی داداشت از خشتک شلوارت رو جر داد چه حسی داشتی ؟ . سوختم سوختم اون شلوار مورد علاقم بود میخواستم خرخره اش رو بجوم + منم همین حسو داشتم میخواستم گردنشو بگیرم و خفش کنم . دستتو فشار بده + بیا بقلم اهه اهه 😭😭😭 (دیانا خوابش برد پسره بقلش کرده داره میبرتش اتاقش اشتباه نکنید عاشقش نشده آخه مثل پسرم کجا گیرش میاد) . صبح روز بعد در حال صبحانه خوردن . + تو کجا میری ؟ . میرم قلعه ی کاری اونجا دارم + چی تو رو خدا فرستاده . چرا میری قلعه ؟ + آره معلومه که میرم قلعه کجا رو دارم برم آخه . اونجا کسی هست + چیزه خواهرم اونجاست . راستی تو اشرافی هستی ؟ + نه برای یکی از بانو های قلعه کار میکنم وقتی دیگه لباساش رو نمیخواد میدتشون به من . باشه رفتنی میبرمت اونجا راستی دنبالت نمی گردن تق ^ دیانا تو اینجایی خیلی نگرانت شدم . درود سرورم مگه تو خدمتکار نبودی نکنه تو معشوقه شاهی ^ متوجه نمیشم چی میگین اون ملکه فرانسه هست دیانا تو گفتی خدمتکاری . یعنی اونا لباسا خودتونه + آره گفتم اما خب بپرسید چرا گفتم (هم زمان)^ چرا گفتی ؟ . چرا گفتی ؟
دیدگاه ها (۴)

٢pمایکی:خب ماریا چرا از ران جدا شدیماریا: چون یه روز میرم خو...

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

●خب خب بچه ها میخواستم ازتون بپرسم که ''توی اون یکی پیجم رما...

عشق بعدی

چرا آخرین بار ؟رحیماومدی رو طاق ؟خب ؛ اگه نمیومدی شاید دیگه ...

نقطه شروع کنسرت p,14(ویو هنا)+: خیلی خب باشه ولی نباید یکم ز...

پارت۴:نمیدونم چقدر گذشته بود ولی با صدای مینهو پشت در اتاق ب...

پارت چهارم من عاشق دشمنم شدم رمان جیهوپ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط