#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌
#P‌a‌r‌t‌⁰⁵

+خووو....
&مثل همیشه توام هستی
+چیز جدیدی نی کی هس؟
&فردا شب....پس یه لباسی بپوش شوهرت بدیم
صدای خندش رفت و هوا رو مخم بود....
+خفه
&باشه بابا
☆فردا عصر:
رفتم حموم و موهامو خشک کردم.....
تو فکر اون فرشته بهشتی بودم که در اتاقم زده شد
+چی میگی؟
&زودباش ما نیم ساعت زودتر باید اونجا باشم
+اوکی برو بیرون
&لیاقت نداری
+درم پشت سرت ببند
در با صدای محکمی بهم کوبیده شد.....
رفتم سمت لباسم....
لباس بازه کوتاه سفیدی که روی چوب لباسی آویزون بود.....
برش داشتم و پوشیدمش....
نشستم پشت میزم و شروع کردم میکاپ کردن.....
.
.
.
با زدن رژ قرمزم کارم رو تموم کردم....
عینکم رو روی سرم گذاشتم و پاپوش های خونگیم رو با کفش پاشنه دارم تعویض کردم.....
دیدگاه ها (۱)

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌⁰⁶موهام رو که بلند و لَخت شلاقی بود...

p⁵,⁶اسلاید دوم لباس بورااسلاید سوم لباس دورااسلاید چهارم کفش...

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌⁰⁴+بمیری کور و کَرَم شدی&سکوت+لعنتا...

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌_⁰³داخل چشم های خرمایی رنگش غرق شدم...

یک طرفداره ساده پارت دوم ویو جونگ کوک» با صدای آلارمم بیدار ...

My nurse

my love part 61

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط