آقا اول صبحی دلم گرفته بود بعد داشت بارون می بارید

آقا اول صبحی دلم گرفته بود بعد داشت بارون می بارید
نشستم تو حیاط با حالت غمگینی گفتم چته آسمون چرا دوباره داری گریه میکنی بازم دلتو شکوند...
که یهو صدای مامانم امد میگه، چیه موجی بازم ک داری شر و ور میگی... یعنی من موندم آیا این مادرم بود؟
دیدگاه ها (۳)

I'm not jealouspart 31 هر چی سعی کردم خجالت بکشم نشد از بس ن...

پسر بد (54)

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p1بچه ها ممکنه داستان یکم ...

اوچیها شیسویی

You are mine...¹[ویو نیلا]با عجله کفش هامو پوشیدم و از مامان...

پارت 1چشمانم را گشادم اھہ چرا فاز کتابی گرفتم بلند شدم ی نود...

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت یازدهم ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط