نان خشکی،شانه ای پردرد دارم ،میخری؟

نان خشکی،شانه ای پردرد دارم ،میخری؟
دست هایی ناتوان و سرد دارم ،میخری؟

آتش گلگون رویم ناگهان خاموش شد
حال یک صورت به رنگ زرد دارم ،میخری؟

چرخ گردونی سیه،بشکسته و بی رنگ و رو
بر سرم صدها بلا آورد دارم ،میخری؟

خاطرات دلبری زیبا ولی پیمان شکن
کاین ستم ها بر دل من کرد دارم ،میخری؟

کنج آغوشی اگر داری خریدارم ولی
یک بغل با طعم درد طرد دارم ،میخری؟

نان خشکی!من نمک از زخم هایم میچکد
مرده ای از جنس مردِ مرد دارم میخری؟؟؟؟
دیدگاه ها (۸)

شعرهایم دریاستو من عاشقی که دل به این دریا زد؛هربار از میان ...

نوبت وصل و لقاست، نوبت حشر و بقاستنوبت لطف و عطاست، بحر صفا ...

کاش دلها آنقدر پاک و خالص بودند که دعا ها قبل از پایین آمدن ...

‌ زندگی رازنده کنعشق را"اد"کنبه احساسات قشنگت"پی ام"بدهغم رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط