ای کشتی به هم شکسته کجا می بری مرا؟
ای کشتی به هم شکسته کجا می بری مرا؟
قلبم ز غم شکسته، کجا می بری مرا؟
دست پر از محبت و پر عشق و بی غشم
انگار از ستم شکسته، کجا می بری مرا؟
آن ماه بی نظیرم و آن تاج افسرم
انگار بر سرم شکسته، کجا می بری مرا؟
حالا که هر چه پل ز محبت بنا زدم
پشت سرم شکسته، کجا می بری مرا؟
حالا که جز دل دیوانه اوی سنگدل
قول و قسم شکسته، کجا می بری مرا؟
ای آرزوی خفته به بالین هر شبم!
گهواره ام شکسته، کجا می بری مرا؟
سیلاب اشک! همدم شبهای تار من!
قایقچه ی دلم شکسته، کجا می بری مرا؟
ای طبع آتشینم و ای شعر پر غمم!
امشب قلم شکسته، کجا می بری مرا؟
هان ای عقاب تیز پر آرزوی من!
بالم ببین شکسته! کجا می بری مرا؟
هم مشرب قدیمیم ای صافی شراب!
امشب که ساغرم شکسته، کجا می بری مرا؟
گفتم ببر مرا سوی خود ماه کامل است
حالا که ماه هم شکسته، کجا می بری مرا؟
قلبم ز غم شکسته، کجا می بری مرا؟
دست پر از محبت و پر عشق و بی غشم
انگار از ستم شکسته، کجا می بری مرا؟
آن ماه بی نظیرم و آن تاج افسرم
انگار بر سرم شکسته، کجا می بری مرا؟
حالا که هر چه پل ز محبت بنا زدم
پشت سرم شکسته، کجا می بری مرا؟
حالا که جز دل دیوانه اوی سنگدل
قول و قسم شکسته، کجا می بری مرا؟
ای آرزوی خفته به بالین هر شبم!
گهواره ام شکسته، کجا می بری مرا؟
سیلاب اشک! همدم شبهای تار من!
قایقچه ی دلم شکسته، کجا می بری مرا؟
ای طبع آتشینم و ای شعر پر غمم!
امشب قلم شکسته، کجا می بری مرا؟
هان ای عقاب تیز پر آرزوی من!
بالم ببین شکسته! کجا می بری مرا؟
هم مشرب قدیمیم ای صافی شراب!
امشب که ساغرم شکسته، کجا می بری مرا؟
گفتم ببر مرا سوی خود ماه کامل است
حالا که ماه هم شکسته، کجا می بری مرا؟
- ۲.۹k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط