من عاشق آن شرم وحیایی که توداری

من عاشق آن شرم وحیایی که توداری

دلداده ی آن مهرو وفایی که توداری

دلبسته ام اکنون به حریرنفس تو

من شاعر آن لطف وصفایی که توداری
دیدگاه ها (۱)

من، به این جمعه ها معتادمبه طغیان کردن دستانم!و آغوشی که بوس...

قسم ب سرخی شقایقهاقسم ب پرواز کبوترهاقسم ب عشق پا برجاقسم ب ...

🍃 بــراے؏ــاشـق تـــو شــدڹهیچ بهـانـہ اے لازم نیستهــر چــہ...

گویند برایکلبه کوچک همسایه‌اتچراغی آرزو کنقطعأ حوالی خانه تو...

دلبسته ی یک سنگ نبودی که بدانی چه کشیدمدر توطئه ی ننگ نبودی ...

مهرو

مهرو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط