چند کودک با یکدیگر مشغول بازی بودند، ناگهان زنی از دور پی
چند کودک با یکدیگر مشغول بازی بودند، ناگهان زنی از دور پیدا شد و کودکی را از آن میان صدا کرد و لحظه یی چند با آن کودک نجوا کرد.
پس از آنکه کودک بازگشت هم بازی های او اصرار کردند که از صحبت او با آن زن مطلع شوند و به دور او حلقه زدند!
کودک از آنها پرسید:
آیا شما می توانید یک راز مهمی را پیش خود نگهدارید؟!
همه با صدای بلند فریاد کردند:
آری، آری!
کودک گفت:
من هم همینطور!
پس از آنکه کودک بازگشت هم بازی های او اصرار کردند که از صحبت او با آن زن مطلع شوند و به دور او حلقه زدند!
کودک از آنها پرسید:
آیا شما می توانید یک راز مهمی را پیش خود نگهدارید؟!
همه با صدای بلند فریاد کردند:
آری، آری!
کودک گفت:
من هم همینطور!
- ۱.۲k
- ۰۷ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط