دوست داشتنت را فریاد خواهم زد...

دوست داشتنت را فریاد خواهم زد...
نه با حنجره ام...
با شعرهایم که در نبودنت بی وزن شده اند و آشفته....
که نه قافیه می پذیرند و نه ردیف...
دوست داشتنت شرری است
که بارور میکند احساسم را....
برای بارش واژه های عاشقانه...
و طلوع عشقی محبوس شده
که سالهااا در انتظار است...
و اینگونه برای جاودانگی اش فریاد خواهد زد.....
دیدگاه ها (۸)

حریر موهایت را به زخم هایم بکشکه فراموش کنم آزارشان را....و ...

سالهاس پاییز می آید و می گذردو رنگارنگی را به رخ می کشد....د...

دلتنگ که باشی ، آدم دیگری می‌شویخشن‌تر.. عصبی‌تر.. کلافه‌ تر...

تکه سنگی به خود میبندم و می پرم در آغوشت؛ من باید غرق شوم در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط