منم که گوشه میخانه خانقاه من است

منم که گوشه میخانه خانقاه من است
دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است

گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک
نوای من به سحر آه عذرخواه من است

ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدای خاک در دوست پادشاه من است

غرض ز مسجد و میخانه ام وصال شماست
جز این خیال ندارم خدا گواه من است

مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی
رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است

از آن زمان که بر این آستان نهادم روی
فراز مسند خورشید تکیه گاه من است

گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ
تو در طریق ادب باش و گو گناه من است
دیدگاه ها (۶)

همدیگر را یافتن ...هنر نیست...هنر این است که...همدیگر را گم ...

دیدن عکست تمام سهم من است از " تـــو " ان را هم جیره بندی کر...

ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﺴﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﯿﺴﺖ...ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ...ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ...

آدمهایـی هستند که خیلی “وجود” دارند.نمی گویم خوبند یا بد، چگ...

منم که گوشه ميخانه خانقاه من استدعای پير مغان ورد صبحگاه من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط