اردیبهشت ،

اردیبهشت ،
پاهایم را میخواهم
روی هم بندازم
چای بنوشم
سی و یک روز نبودنت را
استراحت کنم
خرداد باز هم دوست داشتنت را
از نو آغاز میکنم
دیدگاه ها (۱)

ای هجر مگر نهایتی نیست تراوی وعدهٔ وصل غایتی نیست تراای عشق ...

پشت پنجره ی شعر ایستاده امبه تو نگاه می کنمتوتنها دلخوشی منی...

اینجا قانونیکطرفه هستمن «عاشقانه» میسرایمت،تو « فقط» دلبری.....

مواقعی هم هستکه آدم چمدانش را برای رفتن نمی بنددبلکه میخواهد...

اینا رو خرداد ماه فکر کنم ترجمه کردم یا اردیبهشت ماه اینا وا...

تو را که دوست دارم،دیگر هیچ توضیحی برای این دل لازم نیست…همی...

اگر روزی میان من و تو آخرین واژه هم خاموش شد اگر نامم برای ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط