آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁵⁰
ویو ات
فکردم سرشو محکم پرت کردم که آخ گفت،با حرفی که زد شکه شدم
جیهوپ:ات دستتو از اونجا بردارر
سرشو بالا آوردم و نگاهی به دستم انداختم،دستم روی دیکش بود و تقریبا چنگ گرفته بودم،سریع دستمو برداشتم و ثاف نشستم؛نمیتونستم تو صورتش نگاه کنم
ات:بب.. ببخشید
جیهوپ خنده ای کرد و شونه ام رو گرفت و به خودش چیبوند،کاملا تو بغلش لم داده بودم،گوشیم زنگ خورد و تصویر آنت روی گوشیم نمایان شد
(مکالمه فارسی)
آنا:سلام جانگ ات
ات:سلام کیم آنا
آنا:هیشش،میشنوه
خنده ای کردم
آنا:منو و آلیسا و چندتا از اعضا میخوایم بریم خرید،شماها میاین؟؟
نگاهی به جیهوپ انداختم و کمی گوشی رو فاصله دادم
ات:جیهوپ با بچه ها میریم خرید؟؟
جیهوپ:تو دوست داری؟
سرمو تکون دادم که لبخندی زد
جیهوپ:میریم پس
لبخندی زدم و گوشی رو نزدیک آوردم
ات:آنا میایم
آنا:اوکی تا ⁴⁰مین دیگه آماده باشین،بای
ات:بای
ادامه دارد...
پارت⁵⁰
ویو ات
فکردم سرشو محکم پرت کردم که آخ گفت،با حرفی که زد شکه شدم
جیهوپ:ات دستتو از اونجا بردارر
سرشو بالا آوردم و نگاهی به دستم انداختم،دستم روی دیکش بود و تقریبا چنگ گرفته بودم،سریع دستمو برداشتم و ثاف نشستم؛نمیتونستم تو صورتش نگاه کنم
ات:بب.. ببخشید
جیهوپ خنده ای کرد و شونه ام رو گرفت و به خودش چیبوند،کاملا تو بغلش لم داده بودم،گوشیم زنگ خورد و تصویر آنت روی گوشیم نمایان شد
(مکالمه فارسی)
آنا:سلام جانگ ات
ات:سلام کیم آنا
آنا:هیشش،میشنوه
خنده ای کردم
آنا:منو و آلیسا و چندتا از اعضا میخوایم بریم خرید،شماها میاین؟؟
نگاهی به جیهوپ انداختم و کمی گوشی رو فاصله دادم
ات:جیهوپ با بچه ها میریم خرید؟؟
جیهوپ:تو دوست داری؟
سرمو تکون دادم که لبخندی زد
جیهوپ:میریم پس
لبخندی زدم و گوشی رو نزدیک آوردم
ات:آنا میایم
آنا:اوکی تا ⁴⁰مین دیگه آماده باشین،بای
ات:بای
ادامه دارد...
- ۹۵
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط