کلبه ای می سازم....

کلبه ای می سازم....

پشت تنهایی شب، زیراین سقف کبود....

که به زیبایی پروازکبوترباشد....

چهارچوبش ازعشق، سقفش ازعطربهار....

رنگ دیوار اتاقش ازآب....

پنجره ای ازنور، پرده اش ازگل یاس....

عکس لبخند تورا می کوبم....

روی ایوان حیاط....

تا که هرصبح اقاقی ها را با تو سرشار کنم....

همه دلخوشیم بودن توست....

وچراغ شب تنهای من، نورچشمان تواست....

کاشکی درسبد احساسم، شاخه ای مریم بود....

عطر آن را با عشق....

توشه راه گل قاصدکی می کردم....

که به تنهایی تو سربزند....

توبه من نزدیکی وخودت می دانی....

شبنم یخ زده چشمانم در زمستان سکوت...

گرمی دست تو را می طلبد... .
دیدگاه ها (۵)

من دلـم می خواهد ... ساعتی غرق درونم باشم ...!! عاری از عاطف...

ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﺴﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﯿﺴﺖ...ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ...ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ...

ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﺮﻑ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺒﺎﺱ ﻧﻮ ﺧﺮﯾﺪﻥ، ﺑﺎ ﺩﻭﺳ...

ببینمت…گونه هایت خیس است…باز با این رفیق ناباب…نامش چه بود؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط