Part
Part²²
آسیه: الو.
سلام یاسمین جون خوبی ببخشید پشت خطی بودی داشتم با دختر عموم حرف میزدم
یاسمین: سلام عزیزم
خوبم عزیزم مرسی نه بابا چه اشکالی داره پیش میاد دیگه
آسیه:خب عزیزم پسرت چطوره
طلاقت خوب پیش رفت
یاسمین: امینم خوبه داره بازی میکنه
آره خداروشکر دیگه از دستش راحت شدم
حالا باید بریم دنبال یه شوهر خوب خوش هیکل قد بلند چشم رنگی😍
آسیه: عزیزم میزاشتی حداقل یه ماه از طلاقت بگذره😐 (با خنده میگه)
یاسمین: عه وا آخه من این پسرو چطوری تنهایی بزرگ کنم
باید یکی باشه که کمکم باشه؛هم دستم باشه
آسیه: مگه من چجوری آنیسا رو تنهایی بزرگ کردم (با خودش میگه)
باشه عزیزم هرجور راحتی
راستی کاری داشتی زنگ زدی؟؟ آخه آنیسا کارم داره باید برم
یاسمین: ها آره عزیزم
یادم رفته بهت بگم به مناسبت تموم شدن مهد کودک امین یه جشنی برگزار کردن که میگن هرکیرو دوست دارید میتونید تا 3 نفر بیارید شما میتونید بیاید
امینم خیلی اصرار کرد که انیساشونو بگو بیان
آسیه: باشه عزیزم اگه اشکالی نداره میایم
یاسمین: نه عزیزم چه اشکالی تازه شوهرتم میتونه بیاد همه با شوهراشون میان فقط من بدبخت
آسیه: نه عزیزم شوهرم خارج کشوره نمیتونه بیاد
یاسمین: عی بابا آخرم نشد مارو باهم آشنا کنی چاره چیه
منو تو هم مص هم سینگلی میریم😂
اسیه: اهوم🙂
ها آدرسو برام بفرست
یاسمین: آها راست میگی باشه لوکیشنو برات میفرستم
Bye👋🏻
Bye🙂:آسیه
آسیه: الو.
سلام یاسمین جون خوبی ببخشید پشت خطی بودی داشتم با دختر عموم حرف میزدم
یاسمین: سلام عزیزم
خوبم عزیزم مرسی نه بابا چه اشکالی داره پیش میاد دیگه
آسیه:خب عزیزم پسرت چطوره
طلاقت خوب پیش رفت
یاسمین: امینم خوبه داره بازی میکنه
آره خداروشکر دیگه از دستش راحت شدم
حالا باید بریم دنبال یه شوهر خوب خوش هیکل قد بلند چشم رنگی😍
آسیه: عزیزم میزاشتی حداقل یه ماه از طلاقت بگذره😐 (با خنده میگه)
یاسمین: عه وا آخه من این پسرو چطوری تنهایی بزرگ کنم
باید یکی باشه که کمکم باشه؛هم دستم باشه
آسیه: مگه من چجوری آنیسا رو تنهایی بزرگ کردم (با خودش میگه)
باشه عزیزم هرجور راحتی
راستی کاری داشتی زنگ زدی؟؟ آخه آنیسا کارم داره باید برم
یاسمین: ها آره عزیزم
یادم رفته بهت بگم به مناسبت تموم شدن مهد کودک امین یه جشنی برگزار کردن که میگن هرکیرو دوست دارید میتونید تا 3 نفر بیارید شما میتونید بیاید
امینم خیلی اصرار کرد که انیساشونو بگو بیان
آسیه: باشه عزیزم اگه اشکالی نداره میایم
یاسمین: نه عزیزم چه اشکالی تازه شوهرتم میتونه بیاد همه با شوهراشون میان فقط من بدبخت
آسیه: نه عزیزم شوهرم خارج کشوره نمیتونه بیاد
یاسمین: عی بابا آخرم نشد مارو باهم آشنا کنی چاره چیه
منو تو هم مص هم سینگلی میریم😂
اسیه: اهوم🙂
ها آدرسو برام بفرست
یاسمین: آها راست میگی باشه لوکیشنو برات میفرستم
Bye👋🏻
Bye🙂:آسیه
- ۲.۳k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط