با تمام وجود یقین داشتم که محمد رفتنی است. به خدا باور دا

با تمام وجود یقین داشتم که محمد رفتنی است. به خدا باور داشتم این نوجوان چهارده ساله ی نحیف و مُردنی که با تقلب در شناسنامه، خود را به جبهه رسانده، شیرمرد عاشق و عارفی است که فقط همین چند روز را در میهمانی دنیا می‌گذراند.
به خودش هم گفتم اما می‌گفت:
«من لیاقت شهادت را ندارم.»
دیدگاه ها (۲)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

با تمام وجود یقین داشتم که محمد رفتنی است. به خدا باور داشتم...

⭕ ️خاطرات مادرازخبر شهادت شهیدحسین فهمیده.💕 🌹 بعد از مدتی که...

خاطرات مادر از خبر شهادت #حسین_فهمیده#همراه_باشهدا 👇 بعد از ...

هشتم آبان ماه روز نوجوان است . این روز به یاد شهادت یک نوجوا...

هشتم آبان ماه روز نوجوان است . این روز به یاد شهادت یک نوجوا...

خاطرات

هشتم آبان ماه روز نوجوان است . این روز به یاد شهادت یک نوجوا...

هشتم آبان ماه روز نوجوان است . این روز به یاد شهادت یک نوجوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط