در اندیشه سرانجام سوید پسر غفله می گوید: پس از آن که برای

در اندیشه سرانجام سوید پسر غفله می گوید: پس از آن که برای خلافت امیر المؤمنین از مردم بیعت گرفته شد، روزی خدمت حضرت رسیدم، دیدم روی حصیر کوچکی نشسته است و در آن خانه جز آن حصیر چیز دیگری نیست. عرض کردم: یا امیر المؤمنین! بیت المال در اختیار شماست، در این خانه جز حصیر چیز دیگری از لوازم نمی بینم؟ فرمود: پسر غفله! آدم عاقل در خانه ای که باید از آنجا نقل مکان کند، اسباب و وسایل جمع نمی کند، ما منزل امن و راحتی در پیش داریم که بهترین اسباب خود را به آنجا می فرستیم و به زودی به سوی آن منزل کوچ خواهیم کرد برای سلامتی و ظهور امام زمان علیه السلام صلوات... اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحمَّـــــــدٍ وآلِ مُحَــمَّدٍ وعَــــجِّلْ فَـــرَجَهُـــمْ... سلام صبح بخیر
دیدگاه ها (۲)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :ممکن است حتی کارشناسان...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

فیک جونگکوک خواب های واقعی

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

صدای شلیک

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط