لیام: چیشده؟ چرا عصبانیم؟ چرا این پیره مرد ایجاست؟( با دا

لیام: چیشده؟ چرا عصبانیم؟ چرا این پیره مرد ایجاست؟( با داد )

لیا: چته لیام ( داد)

لیام: بابا بزرگ توی تصمیمش جدیه و میخواد تو با کوک واییییییییییی دارم دیونه
( داد )

لیا : اوفففف بابابزرگ کی اومده تو خوابت اینارو گفته

&: خفه شین چشم سفیدا

لیا: بابا بزرگ من و کوک باهم دیگه ازدواج نمی‌کنیم

&:میکنین خوبم میکنین

لیا: واییییییییییی اصلا چرا ما باید به حرفتون گوش بدیم

& : چون من وارس میخوام فهمیدین

کوک: بابابزرگ تمومش کن آخه چرااااا؟( داد)

اعضا که تا اون موقع ساکت بودن گفتن

جیسو: آقای جئون شما زیادی زیاده روی نمیکنین

جونگ هو: مثله خانوادگیه شما ها دخالت نکنین ( داد )

لیا: جونگ هو خفه میشی یا خفت کنم

جونگ هو: اونی که با ید خفه شه شما هاید احمقا

جونگ هو واقعا داشت میرفت رو مخم دیگه نتونستم تحمل کنم رفتم سمتش و یکی محکم خوابوندم تو گوشش که پخش زمین شد بلند شد و گفت

جونگ هو: تو چه غلطی کردی ( با داد )

که دوباره یکی خوابوندم زیر گوشش

لیا: میخوای یه بار دیگه هم انجام بدم

برگشتم و دیدم همه پشماشون ریخته مگه اولین بارمه این عوضی رو میزنم
جونگ هو تو گوشم گفت

جونگ هو: خیلی هرزه ای

برگشتم و یکی دیگه محکم تر از دوتا قبلیا خوابوندم زیر گوشش ( خواهرم آرامش )

و دوباره برگشتم کیفم رو برداشتم و روبه دخترا گفتم

لیا : بریم

دخترا که هنوز تو شک بودن با سر تائید کردن و پشت سرم راه افتادن
داشتم میرفتم سمت ماشین که یکی دستن رو کشید برگشتم دیدم کوکه

لیا: چیه ؟چیشده؟

کوک: لیا زده به سرت ؟ ( عصبی )

لیا : نه سرم کاملا سالمه

کوک: ...
دیدگاه ها (۰)

"ویو لیا"هممون نشستیم من به مینا زنگ زدم و بهش گفتم باید چی ...

کوک: نه من نمیرم اگه میخوای خودت برو لیا: دلت کتک میخواد کی ...

نامی: خب پس ریدیمهمه : موافقم لیا: اگه بابا بزرگ راس گفته با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط