شیدا ترین ترانه او کاش می شدم
شیدا ترین ترانه او کاش می شدم
باران برای چتر و غزل هاش می شدم
بعد از دو سال رفت به سوی جدا شدن
وقتی که داشت خستگی پاش می شدم
مابین ما علامت منها گذاشتند
ناخواسته دلیل تمناش می شدم
ورد زبان من شده بود آن گل قشنگ
چندین بهار بود که رؤیاش می شدم
همتا نماند مثل خود من برای او
راز بزرگ ذهن و معماش می شدم
یادم نمی رود که بگویم دوباره من
شیداترین ترانه او کاش می شدم
باران برای چتر و غزل هاش می شدم
بعد از دو سال رفت به سوی جدا شدن
وقتی که داشت خستگی پاش می شدم
مابین ما علامت منها گذاشتند
ناخواسته دلیل تمناش می شدم
ورد زبان من شده بود آن گل قشنگ
چندین بهار بود که رؤیاش می شدم
همتا نماند مثل خود من برای او
راز بزرگ ذهن و معماش می شدم
یادم نمی رود که بگویم دوباره من
شیداترین ترانه او کاش می شدم
- ۵۳۶
- ۰۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط