🔹 در روضه به روی او بسته است، مینشیند کنار دیوارش
🔹 در روضه به روی او بسته است، مینشیند کنار دیوارش
چادرش را که خاکی راه است، میکشد روی بغض بسیارش
🔹 نوحهای میرسد به گوشش گاه، یاد حال خودش میافتد، آه
روضهخوان با شرار میخواند، از حسین و نبرد بییارش
🔹 دست از او چگونه بردارد؟ او که تنها حسین را دارد
بوده دست بریدهی عباس، در تب و درد و غم نگهدارش
🔹 شب به شب، آرزو به دل، خسته، میخورد باز به در بسته
حیف، بیفایده است، میداند، مثل هر دفعه باز اصرارش
🔹 میزند زیر گریه با حق، چقدر مانده بین او تا دق؟
طعنهها را چگونه صبر کند، شانههای شکسته از بارش؟
🔹 غم مخور ای دل غریبهی من، بیپناه بدون خاک و وطن
هر که راحت نداد طوری نیست، به خدای حسین سپارش...
#سیده_تکتم_حسینی
چادرش را که خاکی راه است، میکشد روی بغض بسیارش
🔹 نوحهای میرسد به گوشش گاه، یاد حال خودش میافتد، آه
روضهخوان با شرار میخواند، از حسین و نبرد بییارش
🔹 دست از او چگونه بردارد؟ او که تنها حسین را دارد
بوده دست بریدهی عباس، در تب و درد و غم نگهدارش
🔹 شب به شب، آرزو به دل، خسته، میخورد باز به در بسته
حیف، بیفایده است، میداند، مثل هر دفعه باز اصرارش
🔹 میزند زیر گریه با حق، چقدر مانده بین او تا دق؟
طعنهها را چگونه صبر کند، شانههای شکسته از بارش؟
🔹 غم مخور ای دل غریبهی من، بیپناه بدون خاک و وطن
هر که راحت نداد طوری نیست، به خدای حسین سپارش...
#سیده_تکتم_حسینی
- ۱۹۲
- ۱۹ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط