بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هفتاد هفت🍷🔪


بلند شدم از جام و آروم آروم سمت کمد رفتم
یه لباس ز ی ر ست سیاه برداشتم برای خودم

به یه تاپ و شلوارک سفید
که لباس زی  رامو به نمایش میزاشت

سمت حموم رفتم ...
و یه دوش نیم ساعتی گرفتم

ذوق داشتم
میخواستم بهش خبر بابا شدنش و بدم
ذوق میکرد مثل من نه؟

لب گزیدم
آب از روی موهام میچکید روی زمین می افتاد
دستمو گذاشتم روی شکمم

دوست داشتم دختر باشه
یه دختر که خوشگلیش به باباش بره

اون موقع میشد خوشگل آرین دختر کره زمین
حتی تصور اینکه موجود ریزی تو شکمم باشه عجیب باعث میشد حالم خوب بشه..

نفس عمیقی کشیدم
یه حوصله پیچیدم دور خودم و اومدم بیرون

روی صندلی نشستم و با سشوار مشغول خشک کردن موهام شدم
خشک کردن موهام که تموم شد موهام و بستم

شروع کردم به میکاپ صورتم

یه خط چشم کشیدم
یه رژ لب زدم

با ریمل و کرم پودر صورتمو اوکی کردم
دیدگاه ها (۲)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد هشت🍷🔪خوشگل شده بودم موهام و از با...

ملشییییییی🥺🥺🥺🥺🥺

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد شیش🍷🔪#پریروزا همینجوری می‌گذشت حا...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد پنج🍷🔪+نمیزنمت، قول مردونه میدم که...

[☆part³⁴☆]حس میکردم بدنش با لمسم اروم میشه،به دیوار چسبوندمش...

[☆part³⁶☆]رفتم سمت انباری که ادرسش رو فرستاده بود،توی ناکجا ...

ارباب منPart7توانا: پوزخنده ای زدم لب زدم یک نقشه دارم برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط