تچریونگ

/ت:چریونگ!؟
چریونگ: بله!؟ زنگ زده بودی؟
ا/ت: اره اره...کارت داشتم البته اگه وقت داشته باشی...
چریونگ:بگو عزیزم چیزی شده!؟ چرا صدات گرفته!؟
ا/ت: میتونی کمکم کنی برای یه مراسم !؟ خودم نمی‌رسم کاری کنم، اگه نمیتونی میشه ی نفرو برام پیدا کنی!؟
چریونگ: معلومه که میتونم. برای چه مراسمی میخوای!؟
ا/ت:برای هانول می‌خوام. مامانم... فوت کرد...
چریونگ: هانول چی شده!؟ چی میگی دختر؟ فوت کرده ؟
ا/ت: اره... میتونی کمکم کنی؟
چریونگ: (با صدایی که معلوم بود هم تعجب کرده هم خیلی خیلی ناراحت شده) حتما تسلیت میگم عزیزم! هر چیز دیگه ای خواستی روی من حساب باز کن.
ا/ت: ممنونم...
چریونگ: حواست به خودت باشه خداحافظ!
ا/ت بعد خداحافظی سمت خونه راه افتاد تو فکر این بود که چی به شی اون بگه...اصلا چطوری سر قضیه رو باز کنه... و با همین فکرا به خونه رسید.
«پایان فلش بک»
توی راه فکرش فقط درگیر این بود که چطور می‌تونه برای بار دیگه چهره ی بی جون مامانش رو ببینه
فرمون ماشین رو سفت گرفته بود و چشم هاش همه جا رو تار میدید
چیزی نمونده بود خودش و شی اون رو هم با تصادف به کشتن بده
بالاخره بین نفس های سریعش خودش رو پیدا کرد و ماشین رو جلوی همون مکان شوم پارک کرد
به محض پیاده شدن از ماشین،آمبولانس هم رسید..
دست شی اون رو محکم گرفت و به سمت هواجانگ‌جانگ یا هواجانگ‌تئو ( محل سوزاندن جسد) حرکت کردن.
~~~~~~~~~~~~~
خب به قولمون عمل کردیم شماهم تا جایی که میتونین حمایت کنین که تند تند پارتای جدید بزاریم...
( هر کسی لایک و کامنت یا ریپست کنه متقابلاً ما هم لایک و کامنت و ریپست چه با این اکانت چه اکانت های دیگه میکنیم)
#فیک
#سناریو
#بی-تی-اس
#فیکشن
دیدگاه ها (۱)

لیدیز✨اگه لایک و ریپست و فالو کنین، متقابلاً چه با این اکانت...

سلامممم😉قشنگا روزتون مبارککک💖✨پارت بعدی کلید گمشده رو بعد کا...

✧𝓛𝓸𝓼𝓽 𝓴𝓮𝔂✧ܭܠࡅ࡙ܥ‌‌ ܭَܩܢܚ݅ܥ‌‌ܘPart_6بلند شد و رفت روی مبل راحت...

✧𝓛𝓸𝓼𝓽 𝓴𝓮𝔂✧ܭܠࡅ࡙ܥ‌‌ ܭَܩܢܚ݅ܥ‌‌ܘPart_44:06P.M.کلید در توی قفل در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط