یکی بود یکی نبود ...

یکی بود یکی نبود ...
راستی چرا همه قصه‌ها با یکی بود یکی نبود شروع میشن ؟
حلزون : تو چه فکر می‌کنی ؟
ماهی قرمز : شاید واسه‌ی اینه که همیشه اون کسی که هست ، یکی رو کم داره !
کاش همیشه یکی بود و یکی دیگه هم بود !
حلزون : شاید اگه یکی بود و یکی دیگه هم بود ، اونوقت دیگه قصه‌ای نبود !


👤 نجمه ایزدی
📚 ماهی قرمز




جمعه چهاردهم دی 1397
ساعت بیست و یک : چهل دقیقه
1695
1680
دیدگاه ها (۱۳)

گوشه ای از رضایت دخترای گلم، که باعث افتخار منه⭐🥰💪🏻میدونی چه...

نماینده ها مجلس شما ها دارید چیکار میکنید؟پول مفت میگیرید خو...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

🌟 روتین موی ملکه وونیونگ: چطور موهایی سالم، بلند و پرپشت داش...

از دشمنان تا عاشقان

{من عاشق دشمنم شدم}پارت پنجم ویو جانگ هوسوک -حالا میتونید بر...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗شرطم ا...

Part 8

وقتی داداش ناتنیت بود...¹در اتاقت با شتاب باز شد..مثل همیشه،...

‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ★‌𝓣...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط