مدت زیادیست که هوس نوشتن به سرم نزده اگر دقت کرده باشید

مدت زیادیست که هوس نوشتن به سرم نزده. اگر دقت کرده باشید من هرگاه که ناراحت بودم نوشته ای طولانی و مخاطب دار برایتان مینوشتم و خب این یعنی مدت زیادیست که کسی مرا ناراحت نکرده. چگونه؟ به گمانم علتش دوری از ادمهاست. هرچند که شما نمیتوانید تا اخر عمر برای محافظت از خود تنها بمانید شما نیز مانند من انسان هستید و ما به یکدیگر نیازمندیم. اما خب کم کردن دایره اطرافیان و اهمیت چندان ندادن به انها باعث ارامشتان خواهد شد. به شما قول میدهم. از اشتباه نکردن نترسید؛ از زندگی نکردن بترسید. از لحظه به لحظه زندگی (بله منظورم دقیقا همان لحظه های گریه و شکنجه های روانی و گیر افتادن بین بدبختی های بسیار است) لذت ببرید. تمام این لحظه ها بلاخره خواهند گذشت. هرچند سخت و عذاب اور اما شما نمیتوانید ثابت کنید که این درد و رنج کنونی شما تا اخر عمر خرتان را خواهد گرفت. از تک تک اشتباهاتتان درس بگیرید تا دیگر برایتان تکرار نشود و هیچگاه از اشتباهاتتان پشیمان نشوید. لحظه حال لحظه با ارزشی است و شما باید اولویت بندی هایتان را در مفید ترین حالت بچینید. روز خوش عزیزان من.
دیدگاه ها (۳)

ی روزیایران ازاد میشهو اون روز: زیاد دیر نیست...! چنل تلگرام...

تک پارتی گناه.....☆☆_____☆☆.ویو ی جیسوخب برم لباسمو بپوشم تا...

Part(فکر کنم ) 10نوری در میان تاریکی (یوهاهاهاها) اهم... بچه...

سبد به دست جایی که قرار بود هم رو ببینن ایستاده بود. لباس ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط