فیک وقتی عاشقت میشه پارت

فیک وقتی عاشقت میشه پارت۴



بعدز اینکه تهیونگ منو دعوت کرد به پارتی توی این فکر بودم هیچ لباس قشنگی ندارم به این فکر افتادم برم از بابام پول بگیرم یه دست لباس خوشگل واسه خودم بخرم


سمت خونه حرکت کردم وقتی که رسیدم زنگ خونه رو زدم

مامانم =بله

من=مامان بابا خونست

مامانم=اره خونست بیا بلا

من=باشه اومدم

من=سلام بابام

من=بابا میشه لطفا یه چیز بگم

بابام=اره بگو

من=بابا یکی از دوستام منو به تولدش دعوت کرده منم هیچ لباسی ندارم که بپوشم میشه بهم پول بدید لباس بخرم لطفا

بابام=همتون دخترید دیگه

من=خب اره

بابام=باشه بیا بگیر

من=وای بابا این خیلی پول زیادی مطمئنی میخای این پول رو به من بدی

بابام =اره خوب

من=تو بهترین بابای دنیا یی بای من رفتم لباس بخرم

بابام=نگاه کن چقدر زوق داره به این تولد بره

وقتی رفتم وارد یه لباس فروشی خیلی بزرگ شدم خیلی لباسای قشنگی داشت همینطور که داشتم لباسا رو نگاه میکردم چشمم به یه لباس خیلی قشنگ افتاد

من =باید همین رو بخرم خیلی ناز

من=ببخشید خانوم میشه بگید قیمت این لباس چندع

فروشنده =۹۰۰ تومن

من=باشه من همین رو میخرم

خوبه حالا میتونم برم حاظرشم برم تولد تهیونگ با این لباس قشنگ مطمئنم میدرخشم

بای بای 😊🤣
دیدگاه ها (۱۱)

فیک وقتی عاشقت میشه پارت۵من=خب حالا وقتش آماده شم برم پارتی ...

فیک وقتی عاشقت میشه پارت۵من=پس تهیونگ کو ببخشید خانوم میشه ب...

فیک وقتی عاشقت میشه پارت ۳بعدز اینکه زنگ اول رو زدن چاگیا س...

فیک وقتی عاشقت میشه پارت ۲من=ممنون که منو رسوندیتهیونگ=خواهش...

پارت دوازدهم خب منو رسوند برم بخوابم *فردا*صبح شده ولی دلم ن...

پارت بیستو یکمسلام بابا بابام:سلام خوشگل بابا خوبی ؟بیا شامت...

پارت ۱۸نامی. عزیزم برو بخواب که فردا زود بیدار شی باشه؟ چشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط