من دارم گم مى شوم

من دارم گم مى شوم
من مىان اىن انسان ها گم خواهم شد
مىان انسان هاىى که همه چىز را بر عکس مى ببنند مىان انسان هاىى که درد را همان درد گرگ را همان گرگ و دزد را همان دزد مى بىنند وبى تفاوت مى گذرند مىان انسان هاىى که گرگند ولى لباس ادمىت به تن دارند مىا ن کسانى که دلشان از ىنگ است مىان انسان هاسى که تنها خود را مى بىنند مىان انسان هاىى که مى شکنند دلى که انا را مى خواهند وبه راختى مى گذرند و بى اهمىت اغوش دىگر را مىابند
من عاقبت مىان انسان ها گم خواهم شدى
منى که نه گرگم نه سنگم نه... تنها فرشى هستم که فقط زىر پاها له مى شود
همبن.....
دیدگاه ها (۴)

اونى که مدعى بود عتشفتهتورو تو فاصله ها تنها گذاشت

همىن ىک پنجره را هم ببند بگذار تنهاىى امش تارىک بماند

ببار بارانببتر بارانمببار و غبار پنجره دلم را پاک کنخاطراتش ...

قفل قلبم به قفل قلبت بد جور قفل خورده بود چه کىلىد ساز ماهرى...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط