بر لب مردابی

بر لب مردابی
پاره‌ی لبخند تو بر روی لجن دیدم
رفتم به نماز!
در بُن خاری ، یاد تو پنهان بود،
برچیدم، پاشیدم به جهان...


👤سهراب سپهری
دیدگاه ها (۰)

بیا ساقیا می به گردش در آرکه دلگیرم از گردش روزگار... 👤رضی‌ا...

حرف بزن حرف بزن ،سالهاستتشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام👤محمدعلی بهم...

در تنفس تنهاییدریچه های شعور مرابه هم بزنید...👤سهراب سپهریi

تمام روز نگاه منبه چشم های زندگیَم خیره گشته بودبه آن دو چشم...

Mafias Stepdaughter

part 3عشق پنهان《ویو جونگ کوک》یعنی اون لبخند برای چی بود چرا ...

پارت ۳ویو شوگاچطوره اونو به سرپرستی بگیرم اون که خانواده ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط