گر بدانم نیستی غمی نیست ز تنهایی ، اینکه هستی و تنهایم غم

گر بدانم نیستی غمی نیست ز تنهایی ، اینکه هستی و تنهایم غم دارم.
دیدگاه ها (۱)

ما سوخته دلان ساکن کوی غم و دردیم در رفاقت شکست خورده ولی تو...

با تو از نابترین لحظه سخن خواهم گفتدوستت خواهم داشتهیچ میدان...

همیشه بـآید کَسـی باشد کـــہ مــَعنی سه نقطه‌هاے انتهاے جمل...

هوای این بیرون... هوای این خونه.... خوب است.... هوای دل من ...

غم نیست گر ز داغ تو میسوزدم جگرداری هزار سوخته من هم یکی دگر...

‌گر مدعیان مانع عشقند، غمی نیست جان بر کف عشقیم، پریشان شمای...

این شعر رو یکی از دوستام نوشته با قلب هاتون حمایتش کنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط