از زمستون متنفرم

از زمستون متنفرم
از سردی
از ابر
از رطوبت
از بوی دود تو کوچه ها
از نم نم بارون وقدم زدنای عاشقونه
از یخ های توجوی اب
از روزای ابری
از ژاکت
از پالتو
از چای تازه دم
از خس خس سینه ها
از سرفه معلم تخس
از بوی شلغم
از شیر داغ اول صبح
از بینی های سرخ شده از سرما
از کوچه های گلی
از بارون گند زدن به کفشا
از خیلی چیزا ...
ولی بیشتر از همه از سردی روابط
از ندیدن افتاب گرم که پوستتو نوازش کنه

این پستم تقدیم به یکی که خودش میدونه ..
دیدگاه ها (۳)

.. هَمــ آغوشـــ🤍🪐🫀 ..             ←پارت۴۲۰→

ولی رویا به مظلومانه ترین حالت ممکن از دنیا رفت ;)!

بلاخره :)))

دنیز دوست واقعی آراسه واقعا..

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

رفتیو کردی منو تو غم زاده منم رفتم استاتیک کردم حروم..زاده😂

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

کاردستی پلی استیشن ۱ گرن استار

آنان که پدر را خدای خود میدانند!!!! کفرش به کنار عجب خدایی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط