از زمستون متنفرم
از زمستون متنفرم
از سردی
از ابر
از رطوبت
از بوی دود تو کوچه ها
از نم نم بارون وقدم زدنای عاشقونه
از یخ های توجوی اب
از روزای ابری
از ژاکت
از پالتو
از چای تازه دم
از خس خس سینه ها
از سرفه معلم تخس
از بوی شلغم
از شیر داغ اول صبح
از بینی های سرخ شده از سرما
از کوچه های گلی
از بارون گند زدن به کفشا
از خیلی چیزا ...
ولی بیشتر از همه از سردی روابط
از ندیدن افتاب گرم که پوستتو نوازش کنه
این پستم تقدیم به یکی که خودش میدونه ..
از سردی
از ابر
از رطوبت
از بوی دود تو کوچه ها
از نم نم بارون وقدم زدنای عاشقونه
از یخ های توجوی اب
از روزای ابری
از ژاکت
از پالتو
از چای تازه دم
از خس خس سینه ها
از سرفه معلم تخس
از بوی شلغم
از شیر داغ اول صبح
از بینی های سرخ شده از سرما
از کوچه های گلی
از بارون گند زدن به کفشا
از خیلی چیزا ...
ولی بیشتر از همه از سردی روابط
از ندیدن افتاب گرم که پوستتو نوازش کنه
این پستم تقدیم به یکی که خودش میدونه ..
- ۱.۷k
- ۰۵ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط