سالها بعد رفتنت

سال‌ها بعدِ رفتنت

هربار که از پنجره به کوچه نگاه می کنم

برایم دست تکان می دهی

با چمدانی که

همه چیز را بُرد

حتی همین کوچه را،

همین پنجره را،

چشم هایم را،

ادامه ی این شعر را…
_______________i
دیدگاه ها (۲)

من در سرزمینی کهتو را در آن نبینم غریبم ...🤷‍♀❤‍🔥جآنآن

به خدا هیچ ڪس          در نظرم غیر #تـღـو نیست...    لا شریڪ...

دلم ميخواد به كودكي برگردم ؛ همان زماني كه دست در دستان مادر...

بعضی كلمات هم نوشتنشان راحت است هم خواندنشان اما داشتنش مرد ...

یکی دوتا کافی نیست !!چشم در مقابل چشم , و حتی ونزوئلا هم بای...

من پنجره وار دوستت دارم از آن پنجره‌های قدیمیکه می‌توانی روی...

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر مهم ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط